آرشیو مردادماه 1385

مجمع عمومی

| 10 نظر

تا حالا ما ?قط یه عضو معمولی انجمن آش نخوردگان دهن سوخته بودیم. اگر چه حقمون خیلی بیش از این حر?ا بود ولی خوب به حکم دوستی به روی کسی نمی آوردیم. اما حالا دیگه وضع ?رق می کنه.

بعد از اینکه آقای ح.م.م. آش خورد و دهنش سوخت، و ما هر چه گشتیم دیدیم همه دهن سوختگان آثار آش خوردنشون مشهوده، خودبخود شدیم رئیس انجمن. کسی جای ما رو طمع نکنه که ما قصد آش خوردن نداریم، ?علاً. گیریمم داشته باشیم، این طر?ا خبری از آش نیست، کلاً.

مدتی این مثنوی تاخیر شد

| 1 نظر

?کر می کردم خیلی چیزها می دونم و خیلی چیزها رو می ?همم. اما یه کم که اوضاع پیچیده شد موندم. ?همیدم خیلی چیزها نمی دونم و اینکه هیچی نمی ?همم. سکوت رو ترجیح دادم. خواستم حر? نزنم دیگه. یا حداقل تا وقتیکه حر?م برای خودم اعتبار داشته باشه. نشد. این دل دیوانه تاب نشستن نداشت. بی قرار تر از اون بود که اختیارش به دست من باشه. هیچ وقتم نبوده.

گ?ته بود مهلتی باید تا خون شیر شود. خونی شیر نشد، خامی هم پخته نشد ولی من تصمیم گر?تم ?علا روزه سکوت بی ا?طار نمونه. بازم میگم و بازم می نویسم. تا ببینیم کی دوباره مجالی برای سکوت  دست میده.

برام مهم نیست چند ن?ر نوشته هامو می خونن ولی دوست دارم اگه کسی میخونه بی جواب نذاره.

این چند وقت ?قط خونه ما سوت و کور نبود؛ رونقی در سرای همسایه هم نبود. غیر شاهد قدسی و گاهی جهان بقیه ساکت بودند. امیدوارم اونها هم انقدر ساکت نشینن.

تا پایان د?تر ما کجاست؟!

پایان د?تر اول

| 12 نظر

این دو مطلب آخر ما هم حکایتی شد. برای خودم که عجیب بود و تامل برانگیز. البته گمان نمی کنم برای دیگران.

قبلش به این ?کر می کردم که چرا مطالب شیدا پر مخاطب است و مال من کم مخاطب. به روش او نوشتم تا ببینم چه می شود. در تشابه گمانم نامو?ق نبود. اگر چه داستان شیدازدگی پیش آمد و ?ردایش به شوخی دوستان صدایم می کردند شیدا. اما من  از این کار هد?ی داشتم و نتیجه اش برایم مهم تر بود. نتیجه هم دور از انتظار نبود. بیشترین کامنت را در بین تمامی مطالبی که تا کنون نوشته بودم داشت.

 "شب بخیر کوچولو" هر چند به قلم من بود اما آنکه آن نوشت آن "من" دیگری بود که اصالت "من" اول را نداشت. مطلب دوم اما به قلم "من" اول بود. حر?هایی که به گمان خودم ساده بود و به زبانی ساده تر بیان شد. اما گمان من اشتباه بود. بی کامنت ماندنش که بماند. آنهایی هم که ?کر می کردم می ?همند، همگی گ?تند و off گذاشتند که هیچ ن?همیدیم. آخرش بی مخاطب ماند. اینکه این ت?اوت از محتوا بود یا قالب، ن?همیدم. اما خودش مساله شد که باید حل کنم.

هر چه بود این دو ات?اق و مطلب ساده برای من بسیار مطلب داشت. از دوستان هم بخاطر نظرات جدی و شوخی ممنونم، به خصوص جهان چهارم و شیدا.

به هر حال مشکلی اینجاست. و من هم سکوت را ترجیح می دهم. تا ته خط.

امیدوارم او هم که مجنون باید برایش می نوشت و ننوشت نیز ببخشد.

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیو نوشته های از مردادماه 1385 است که ترتیب چیدمانشان از جدید به قدیم است.

تیرماه 1385 بایگانی قبلی است

شهریورماه 1385 بایگانی بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.