مهمان ناخوانده

| 12 نظر

خیلی سخته که از خواب بیدار شی و ببینی خیلی چیزا تغییر کرده، خبری از خیلی از دوستها و دوست داشتنی ها نیست. اینکه به ?اصله یه خواب و بیداری، واقعیت سراب بشه و توهم واقعیت پیدا کنه.

به هر حال خواب رویاییست ?اصله میان دو واقعیت. که ممکنه این دو واقعیت هیچ شباهتی هم به هم نداشته باشند.

صبح که پا شدم یه لحظه چشمم به بیرون ا?تاد. ?کر کردم خوابم و اشتباه می بینم. روی ماشین ها بر? نشسته بود. بر? و س?یدیش نمیگم قشنگ نیست اما هر چی باشه غروب پاییز رو ?ریاد می زنه. برای همینم دلگیره.

با یه خوابیدن و بیدار شدن میتونه همه چیز عوض بشه. میتونه یهو زمستون بشه و ...

میتونه هر چه ساختی بدست خویش در شب رسوای ...

می تونه هم آ?تاب بشه

هر شب به خواب می رویم  در آرزوی صبح و آ?تاب ...

... تا زمستان هنوز قدمها مانده  

مگر ?صل ها به مهمانی نمی روند 

بر?، این مهمان ناخوانده ...

12 نظر

fekr nemikoni khodeman baeso banie in tagiratim?!
dust hargez nemiravad magar inke digar dustesh nadashte bashan

گاهی هم ظر? وجود گنجایش بزرگی دوست رو نداره ... بازهم تقدیر جدایی می طلبه ... نه؟

na gabol nadaram

یعنی ظر? وجود من گنجایش بزرگی ات را نداشت؟

همیشه اون چیزی رو از حر?م برداشت می کنی که منظورم نیست؛ بدترین معنی

va to manzoreto hich vagt nemigi chera?

دیگه به من سر نمی زنی؟

باد برد این همه پیغام که گذاشتم
"آمدیم خانه نبودید"؟

yani chi bad bord?

dige be weblage ma sar nemizanin?!!!!

من در هیاهوی زمان خود را جا گذاشتم و تنها با یادش بار س?ر بستم ?رصتی نمانده من عازم س?ر دور و درازی ام

Wodnefrul explanation of facts available here.

ارسال نظر

درباره این نوشته

این صفحه حاوی یک نوشته است که توسط مجنون در 10 آذر 1385 7:58 صبح منتشر شده است.

عشق ... شیطنت ... شوخی نوشته قبلی اين بلاگ بود

بوی باران نوشته بعدی اين بلاگ است

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.