بوی باران ... عطر بهار نارنج

| 1 نظر

برای این شیدا و آن شیدا و هرچه شیداست

...

...

...

(به یاد هر آنچه حرف بود و احساس و بغض که جایش را سه نقطه ها گرفتند)

تا بهار هست و

بوی باران 

بوی سبزه

بوی گل

تا بهار هست و

عطر بهار نارنج

...

رد پای دوست باقیست

تا زمان جاریست

...

باز هم

خوش بحال دختر میخک

که می خندد به ناز

***

یاد آن شب

یاد کوچه

یاد مهتاب

...

یاد آن شبهای دگر هم

1 نظر

Well done atirlce that. I'll make sure to use it wisely.

ارسال نظر

درباره این نوشته

این صفحه حاوی یک نوشته است که توسط مجنون در 9 اردیبهشت 1386 0:55 صبح منتشر شده است.

طنز فرودست (1) نوشته قبلی اين بلاگ بود

این بزرگ تر شدنت آرزوست نوشته بعدی اين بلاگ است

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.