« شهریور 1386 | ص?حه اصلی | آبان 1386 »

به نظرتون این یعنی چه؟

ايشان در پاسخ به سئوال يک دانشجو درباره تبيين حدود ضدولايت فقيه افزودند: ضديت يعني دشمني کردن اما اگر کسي معتقد به مسئله اي نبود ضد آن نيست.

"ایشان": رهبری رو میگه ها!

پ.ن. مرد نیست کسی که پای حرفش نایسته، مگه نه؟

نوشته شده توسط majnoon در ساعت | نظرخواهی (3) | دنبالک

روزگاری است

روزگار نافرمی است. نه که فقط روزگار که گویا هیچ چیز را قصد ماندگاری نیست. روزگاری نه چندان دور دانشمندی به نظرش آمد قطعیتی در اعماق روابط هستی نیست. نظریه ای داد و قطعیت در حوزه علم را رنگ برد و هستی اش به عدم کشید. البت نه کاری نو بود که پیشترش حکم ها آمده بود در رد مسلم های چند صد ساله و نسبیت  قطعیت های کهن.

آری حکایت درازی است داستان قطعیت های بربادرفته و نسبیت های برجای نشسته. اگر دیروز قطعیت و نسبیت کشف بزرگ مردان علم بود در آزمایشگاه فیزیک٬ امروز اما روایت سرنوشت تلخ دوران ماست. گمان ندارم انیشتن ها و هایزنبرگ ها در خیالشان هم می رفت روزگاری که قوانین نه چندان مستحکمشان٬ حاکمان روابط انسانها و اندیشه های حاکم بر آن و شاید به قول دقیق تر محکوم آن (که اندیشه ها زاییده روابطند نه زاینده آن)٬ باشند.

امروز روزگار عجیبی است٬ روزگار غریبی است٬ روزگاری دیگر است٬ دیگرگون از هر آنچه بود. زمانه اندیشه های تردید شده است٬ حتی آنها که خالقانشان در دفاعشان بر نیامدند. تاریخ به تعبیر خواب های پریشانی برآمده است که فلاسفه اش از سر بدبینی برایش حکایت می کردند٬ در روزگاری دورتر. اندیشه هایی محکوم و نسبی که حاکم شده و قطعیت یافته اند. کجاست نیچه ای که محکومش می کردند تا ببیند ابناء بشر خدای خویش چگونه کشتند. کجایند دکارت ها که نظاره نشینند روزگاری را که شک گردن آویز هر حقیقتی شده است؛ تعظیم کنند قداست این رب النوع خدایان را. عجب است فرسنگ ها فاصله میان وجود و ادراک٬ حقیقت و شناخت.

زمانه سرعت است و سرعت ها. نه فقط زَبد ها که رابیا؛ بل بسیار حقیقت ها٬ یذهب جفائا. بر هیچ خوانی رخت نتوان انداخت به اطمینان٬ که همه خانه عنکبوت است و بر هیچ اندیشه ای نتوان تکیه زد که همه بنیادها سست. دیروز و امروزمان را شباهتی نیست. دیروزمان تکفیر چنین روزی می کرد و امروز در استغفار ایمان دیروز نشسته ایم. خدای فردایمان داناتر است که چگونه خواهد بود. روزگارمان را خودش به خیر بگذراند.

------------------------------

پ.ن. جناب صبا قرار بود پاسخ دعوت شما باشد٬ که گمانم نشد. در دل باز کردیم باز٬‌قلم از دستمان ربود٬‌به بیراهه رفت. البته بی ربط نبود اما در ربطش سخنها باید گفت٬ که خواهم گفت٬ اگر خدا خواهد.

نوشته شده توسط majnoon در ساعت | نظرخواهی (0)

مخملباف

آقا این مفلاگ با ما سر جنگ داره ... هر از چندی ما رو از صفحه اول بی دلیل حذف می کنه... بگذریم

امروز توبه نصوح مخملباف رو نشون داد ... اصلا با ذهنیتی که آدم از مخملباف داره جور در نمیاد ... اگر چه این فیلم رو راهنمایی که بودم مدرسه برامون گذاشت، بلکه توبه کنیم؛ که نکردیم ... اما تو این موندم که چی باید بر سر آدم بیاد که از "توبه نصوح" به " سکس و فلسفه" برسه ... (سرمقاله قوچانی در مورد مخملباف رو حتما بخونید)

به هر حال فیلمش به نظرم بیشتر استفراغ ایدئولوژی بود تا ...

نوشته شده توسط majnoon در ساعت | نظرخواهی (0) | دنبالک

نیست هایی که هست، هست هایی که نیست

وقتی هستی بودنت نمی آید، وقتی هم که می خواهی باشی وقت نیستی فرا می رسد؛ بودنت بی اختیار بر باد می رود

-----------------

چند روزی دور از مفلاگ بودم دیر گذشت؛ ورود تازه واردمون رو هم اگر چه با تاخیر، خیر مقدم میگم ... چند تا پست اولشون هم به مزاجمان خوش آمد ... ان شاا... که همین طور پرملات (ترجیحا از نظر اندیشه و محتوا و نه فقط حجم) ادامه پیدا کنه

--------------

آقا ما کلی به این رئیس جمهورمون افتخار کردیم

جدای از شوخی سخنرانیش هم در دانشگاه کلمبیا و هم در سازمان ملل خیلی سنجیده بود. اگر چه فضای فکری خودش رو حفظ کرده بود ولی دیگه خبری از اون سوتی های قبلی نبود. موضوعاتی هم که مطرح کرد از جمله بحث خانواده، زن، سازمان ملل، شورای امنیت، موضوع هسته ای و ... همه مطالبی جالب و با ادبیات سیاسی سطح بالا و بدون مغالطه های همیشگی بود. با همه انتقاداتی که به عملکرد احمدی نژاد و وضع داخلی دارم ولی به نظرم باید ازش تقدیر کرد؛ نه من و ما که حتی اصلاح طلبان.

عیبش همه گفتی هنرش نیز بگو

دیشب که من و علی محمد انقدر ازش تعریف کردیم قرار شد میان دوره ای بذارند ما بهش رای بدیم

یه جایی تو یه تحلیل می خوندم که جامعه ایرانی هیچ خاصیتی نداشته این یک ویژگی رو داشته که بدترین و به ظاهر اصلاح ناپذیر و البته تندترین حاکمانشو تعدیل کرده و بهترین شاهد و مثالشم مغول ها. این احمدی نژادم از این قاعده مستثنی نیست. دو سال نشده انقدر حرفو رفتارش رو حداقل در ظاهر تغییر داده.

به هر حال احساس کردم این تذکر ضروریه و یه کمی انصاف و تواضع لازم

 

نوشته شده توسط majnoon در ساعت | نظرخواهی (2) | دنبالک

معشوقه و سامان؛ همه یک شوخی است

همیشه آرام و بی صدا می آید،

به یکباره آغوشش را احساس می کنی

 بودنش دلگیر و نبودنش دلتنگی است

چه گرم می آید، قرین مهر؛

و چه سرد می رود پیشواز دی،

این خیاط شولای عریانی؛

معشوقه ما

پاییز

 

نوشته شده توسط majnoon در ساعت | نظرخواهی (0) | دنبالک