« دی 1386 | ص?حه اصلی | اسفند 1386 »

نظرخواهی

ما در پست قبلی از دوستان نظر خواسته بودیم که لطف و کرم بسیار نموده و ما را شرمنده نمودند. بی خیال! بیاییم سر انتخابات (!) خودمان. اوضاع خیلی وخامتش بیشتر از آن است که خوشبینی را بتوان به زور هم که شده نگه داشت. ولی باز هم تلاشمان را می کنیم تا آخرین جایی که جا داشته باشد. اگر هم جا نداشت خوب صبر می کنیم اتوبوس بعدی. (ها؟) شورای محترمۀ نگهبان به همراه ایادی مبارکه شان مرحمت نمودند و آن دو مثقال اصلاح طلب جان به دربرده را هم سقط فرمودند. خسته نباشند جمیعاً ان شا الله. اجرشان با آقا.

اینها بخش جدی ماجرا بود. محض دور هم باشیم و این حرفها، دو خطی هم شوخی کنیم تا فلانش بسوزد هر که چشم دیدن ندارد. جدولی رو در ادامه این مطلب اضافه می کنم که آخرین آمار رد صلاحیت ها رو ارائه داده. تا حدود زیادی نحوۀ رفتار و عکس العمل رو مشخص می کنه و یا به تعبیر بهتر تحمیل. اما صرنظر از اینکه چه تصمیمی در مورد انتخابات گرفته خواهد شد خواستم از دوستان درخواست کنم که به فعالیت های سیاسی خودشان کمافی السابق ادامه بدهند؛ نه لزوما برای انتخابات بلکه برای انسجام یافتن فعالیت های سیاسی و پیشنهاد اینکه ستاد رای با اسم دیگری به فعالیت خودش ادامه بده و البته با برنامه مشخص و کامل تر نسبت به گذشته. درخواست دیگر اینکه لطفا زحمتی بکشید و نظر خودتون رو در مورد انتخابات مرحمت نمایید. برای جمع بندی نظر دوستان موثر خواهد بود. و پیشنهاد آخرم اینکه اگر مفلاگی (!) گروهی در مفلاگ راه اندازی بشه برای بحث های سیاسی و خبرها و نظرات جمع در آن جمع بشه گمانم نتیجۀ خوبی داشته باشه، حداقل برای جمع نگه داشتن گروه.

-------------------------------

پ.ن. به تذکر دوستان این رو هم اضافه می کنم که این آمار مربوط به ردصلاحیت کاندیداهای ستاد اصلاح طلبان است

استانتعداد نماینده مورد نیازتعداد تاییدی های هیات های اجراییتعداد تاییدی های هیات نظارت
آذربایجان شرقی1963
آذربایجان غربی1230
اردبیل713
اصفهان1972
ایلام311
بوشهر430
چهارمحال بختیاری411
خراسان شمالی410
خراسان رضوی1931
خراسان جنوبی400
خوزستان18101
زنجان531
سیستان و بلوچستان800
فارس1840
قم330
قزوین411
کردستان620
کرمان1095
کرمانشاه830
کهکیلویه و بویراحمد330
گلستان755
گیلان1343
لرستان930
مازندران1266
مرکزی730
هرمزگان553
همدان941
یزد410
شهرستان های استان تهران810
تهران30 9
مجموع2829646

نوشته شده توسط majnoon در ساعت | نظرخواهی (2) | دنبالک

جامعه شناسی انتخاباتی

این داستان رقابت حسین و هیلاری هم داره به جاهای هیجان انگیزش می رسه. بعد جوری طرفدار اوباما شدم. البته ما از هر کی طرفداری می کنیم یا اوت میشه یا اوت میزنه آخر کار، خدا به داد این بابا برسه. گیر هم ندید که این حرفم خلاف پست قبلیه که ربطی نداره.

اما از این مسائل گذشته، خیلی بحث های جدی پشت این انتخابات امریکا هست. تفاوتی که با انتخابات های قبلی داره و ویژگی های خاص کاندیداهای اون، به خصوص دموکرات ها باعث بروز عکس العمل های قابل تامل و شاید بدیع در جامعه امریکا شده. به نظر خوراک مناسبی برای جامعه شناس ها پیدا شده باشه. به نظرم رفتارشناسی انتخابات یا به تعبیری دیگر جامعه شناسی انتخاباتی که بر پایه انتخابات و رفتار و عکس العمل جامه در برابر صندوق رای، بنا میشه، یکی از مهم ترین شیوه های جامعه شناسی باشه. کمابیش دیده ام تحلیل های جامعه شناسی در این مورد رو ولی اینکه گرایش خاصی در جامعه شناسی در این زمینه وجود داشته باشه خبر ندارم. اگر دارید مشتاقم بدانم. 

باز به نظرم می رسه این شیوه جامعه شناسی نتایج قابل تاملی بدست میده برای تحلیل جامعه که اتفاقا برای خود سیاست مداران و اهل قدرت هم سودمنده، اگر بفهمند. فقط دو پیش شرط اساسی داره. اول اینکه انتخابات آزاد باشه و اصلاً بشه اسم انتخابات رو بهش اطلاق کرد و دوم اینکه انتخابات در یک بستر حداقلی از حضور فعال جامعه برگزار بشه و گرنه انتخاباتی که در فضای سرد و بی تفاوت برگزار بشه مسلماً درک درستی از چند و چون جامعه بدست نمی ده. این دو پیش شرط اگر تحقق پیدا کنه، لایه های پنهان جامعه رو به وضوح میشه مشاهده کرد که چگونه عیان خواهد شد و رفتار واقعی خود رو نشون خواهد داد. و گاه نتیجه های باورنکردنی پیامد این عریانی واقعیت غالباً خفته اما کنون بیدار شده است. این واقعیت های عیان شده اگر چه به مزاج برخی خوش نمی آید اما پنهان ماندن آن برای همین جماعت رو ترش کرده هم خطرناکه و بدیمن.

کاش قدرتمندان و قدرتمداران می فهمیدند و به زور دهان جامعه را نمی بستند و راه را برای شنیدن صدای پنهان خلق مسدود نمی کردند. توده را اگر نگذاری سخن بگوید، به مجالی فریاد خواهد کرد، اگر راه بر فریاد ببندی، دیری نپاید که طغیان کند و ویرانی به بار آرد ... اگر بفهمند

------------------------------

می خواستم به گونه ای هم نظرسنجی کرده باشم. اگر لطف کنید و هر چند مختصر نظر بدید ممنون میشم. فعلا انتخابات امریکا.

نوشته شده توسط majnoon در ساعت | نظرخواهی (0) | دنبالک

سه شنبه بزرگ

امروز سه شنبه بود و تا دقایقی دیگر هم خواهد بود، و بعد از آن می شود دیروز. اما با وجود اینکه اینجا چهارشنبه می شود آن طرف کره زمین، در سرزمین شیاطین بزرگ هنوز سه شنبه است (جل الخالق). اما چرا سه شنبه بزرگ شد؟ علتش می تواند این باشد که آنطرف اتفاق دیگری غیر از سه شنبه بودن هم در حال رخ دادن است. باز هم پای صندوق رای در میان است. همان که روزی را برای مردمانی بزرگ می کند و اینجا روزها را به کام مردمان تلخ؛ سه شنبه ها را و چهارشنبه ها و از صفر تا پنج به علاوه یک، همه شنبه ها را حقیر. قصد این ندارم که در مورد صندوق و رای و انتخاب بگویم. می گویند و گفته اند و من هم به نوبه خویش گفته و می گویم؛ در مجالی جدا.

امریکا امشب گمانم خواب ندارد. خودشان که می گویند در تاریخ دموکراسی ایالات متحده رقابتی چنین نزدیک و حساس و پیش بینی ناشدنی آن هم میان رقیبانی در یک سوی میدان رقابت، سابقه ندارد. امشب از بین این دو نفر یکی پای در رقابت اصلی می گذارد که البته این بار به حاشیه این مقدمه بزرگ رفته است. آنسوی میدان رقابت جمهوریخواهان هم رقابتی در پیش دارند که البته آن هم اگر چه رقابتی حساس، اما باز به حاشیه این رفته است و چشم ها به رقابت دو رقیب دموکرات دوخته اند که سه شنبه ای را بزرگ کرده و چشم ها را به هیجانی بی خواب کرده.

دو رقیب متفاوت. نه تنها با هم که متفاوت با دیگران؛ با همگانی که پیش از خود داشته اند. هر دو نماینده اقلیتی، اقلیت نه از نظر کمیت، از نظر جایگاه؛ از آن حیث که درحاشیه است؛ اقلیتی از جنس ستم دیدن. اقلیت هایی بزرگ که یک تاریخ در پشت سر دارند قدیم تر از هر قدرتی و اکثریتی. هر کدام که بر مسند نشیند اولین است. هر کدام یادآور تبعیضی؛ و شاید تبلور آن. یک طرف داستان مرد میانسالی با چهره ای جوان و شاید بچه گونه اما از تباری که روزگار را سیاه دیده به رنگ صورت خویش. آنسوی داستان هم زنی میانسال، ... توصیف دیگری لازم نیست. اصل قصه در همان کلمه اول است. زن! تباری دیگر از رنج دیدگان و تبعیض چشیدگان. دو نماینده، دو تبار. تبعیض نژاد، تبعیض جنسیت. کدام یک گوی سبقت از دیگری خواهد ربود؟ بی سابقه نیست صدر نشینی سیاهی و زنی در کشوری. اما نه امریکا. شاید در سرزمینی که هیچ گاه قصد آقایی ندارد، ادعای برتری ندارد، قدرت زنی و سیاهی قابل تحمل باشد، اما نه در جایگاه ابرقدرتی که هماره ادعای آقایی و بزرگی دارد.

داستان ما نکته اش اما جای دیگری است، غیر از معمای شیر یا خط گونه این رقابت. نکته در تبعیض است. که از حیث نوع، گونه گون است و این دو نماینده تنها دو تبار از هزارانند. اینکه آیا باید قدرت و مسندنشینی را فال نیک ستم دیدگان دانست؟ یا بخت نا مراد؟ پاسخ تاملی می طلبد در سرنوشت گذشتگان. آنجا که تبارهایی از این دست، از فردای آن روزی که سرنوشتشان چنین رقم خورد، یا چند روزی بعد از آن، فهمیدند که چارۀ بی چارگی شان تنها در یک کلمه خلاصه می شود و شاید به تعبیری تقدیر محتومشان؛ مبارزه. مبارزه برای رهایی از تبعیض. پذیرفتنی است که این دو تبار و دیگران شباهت ظاهری چندانی به هم ندارند، ظاهرشان، رنجشان، جایگاهشان و درمانشان. اما در همین واژه مختصر مشترکند.

اقلیتی که مبارزه می کند. باید هم مبارز کند. صرفنظر از شکل آن، مگر کار دیگری هم می تواند بکند؟ اما دامی نهفته در حیله ای رنگارنگ در کمین. آنگاه که اندکی از این کثیر در اقلیت مانده، رشد می کند و در راه پیشتر می رود و سریع تر گام بر می دارد و زود تر از آنچه باید به مقصد می رسد. جلوداری که چنان سریع تر از کاروان می رود که از آن جدا می شود. به مقصد رسیده. بر مسند نشسته. اندک جماعتی که به هدف رسیده و کثیری را از هدف بازداشته. مبارزه و تلاش برای رهایی در نیمه راه فلج می شود و از راه می ماند. پیروزی ظاهری، مرگ مبارزه. و غیر از شکست مگر معنایی می تواند داشته باشد. شکست در جامۀ زیبای عروس بر حجله نشسته است و دریغ، نه درمان دردی و نه مقصدی؛ تنها دولت مستعجلی. این سرنوشت تلخ ستم دیدگانی است که قرعه شوم قدرت به فالشان می آید.

...

آنگاه که سیدی از تبار رنج دیدگان بر صدر و مسند نشست. جمعه بزرگ. در آرزوی اینکه غبار رنج از سر و روی خستگان بیابان شسته شود. دریغ! نه ساحلی؛ که کشتی به گل نشست و اسیر توفان شد و کاروان به بیابان ماند و به منزل نرسید و دچار غول بیابان.

شکست. شکست. شکست. درد و درد و درد. شاید که در پس آن پیروزی ماندگار ماند.

نوشته شده توسط majnoon در ساعت | نظرخواهی (0) | دنبالک

به آنان که عشق را احتکار نمی کنند

 چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟

چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟

پیله ات را بگشا..

.تو به اندازه یک پروانه زیبایی

نوشته شده توسط majnoon در ساعت | نظرخواهی (1) | دنبالک

دلا نمی ری گم بشی چرا؟

- "زین همرهان سست عناصر دلم گرفت"

- ها؟ کودوم همراه؟ مگه از همون اول راهمو از بقیه جدا نکردم؟

- "دلم گرفت از این تنهایی و غربت"

- مگه خودت نمی گفتی تنهایی ...

- ولم کن بابا، اصلا نگرفت ...

نوشته شده توسط majnoon در ساعت | نظرخواهی (0) | دنبالک