طرب نامه

| 2 نظر

آرمیدند همه در حرم حرمت ما

ساکن کوی خرابات مغانیم هنوز

----------------------

سنگ بر شیشه ی تقوی و قدح از کف دوست

لب ساقی به لب جام چو پیوست زدیم

زیر و بالا همه چون جلوه گه طلعت اوست

گه سراپرده به بالاو گهی پست زدیم

-------------------------

هرکه پیراهن به بد نامی درید، آسوده شد

بر زلیخا طعن ارباب ملامت عار نیست

...

بر رگ جان ها نپیچد، تا پریشان نیست زلف

نبض دل ها را نگیرد، چشم، تا بیمار نیست


2 نظر

می بینم فاش می گی و از گفته ی خودتم دلشادی.
تبارک الله.
اما نام به ننگ بودن و ننگ از نام داشتن مال آدم های حریص امروز نیست.

حرصمون رو جای دیگه می زنیم
اینجا بهر آن کار دیگر است که می آییم
اگر هم کم حضور و کم ظهور و کم فروغیم مال همان است که گفتی
آدمیان امروز!
بعید است نام ما آدم نهند و اهل امروزمان بدارند و بدانند
...
ممنون که بی حالی ما به لطف شما بی نمود است

ارسال نظر

درباره این نوشته

این صفحه حاوی یک نوشته است که توسط مجنون در 3 شهریور 1387 0:26 صبح منتشر شده است.

گاه...........نگار نوشته قبلی اين بلاگ بود

طفل جان از شیر شیطان باز کن ... نوشته بعدی اين بلاگ است

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.