طفل جان از شیر شیطان باز کن ...

| 2 نظر

هر چند که از ایام وقار و سجاده نشینیمان چند صباحی گذشته، گر چه ایام حوصله و رمق نگذاشته، آنقدر هست اما که دل بی تپش را تپشی و حال ناحال را بسطی و گره در هم را گشایشی زاید.

سحر است یا افطار، هلول است یا عیدش که چنین قند به دل آب می کند آمدنش. در علم ما نگنجد

دلم لک زده برای این دهان شجریان و اذان موذن زاده و آب جوش و سفره افطار و مناجات سحر و صف آش و حلیم دم افطار و ...

القصه هم دلمان تنگ بود و هم مجال. همین از ما بس

منتی می نهید اگر دعایمان کنید که بس محتاجیم

 

2 نظر

این القصه رو که دیدم یاد جناب ... بلاگم افتادم.
طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق . مارو هم از دعای خیرتون محروم نکنید.
این دهان شجریان رو غیر ماه رمضون هم میشه گوش داد. می خواین براتون میل کنم ؟!

از شما هم قبول باشه ... شما هم اگه لطفتون نصیب ما بشه و دعایی کنید ممنون می شیم
این دهان رو همیشه گوش می دم ولی ماه رمضون یه حال دیگه داره
بماند که نمی دونم این طدا و سیما چه پدر کشتگی باهاش دارن که پخش نمی کنند

ارسال نظر

درباره این نوشته

این صفحه حاوی یک نوشته است که توسط مجنون در 12 شهریور 1387 1:21 صبح منتشر شده است.

طرب نامه نوشته قبلی اين بلاگ بود

روی میزم مانده بود ... نوشته بعدی اين بلاگ است

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.